نیروهای دفاعازخود ژاپن
| نیروهای دفاع از خود | |
|---|---|
| 自衛隊 | |
پرچم ژاپن | |
| بنیانگذاری | ۱ ژوئیه ۱۹۵۴ |
| شاخهها | |
| ستاد | وزارت دفاع ژاپن، توکیو، ژاپن |
| رهبری | |
| فرمانده کل قوا | |
| وزیر دفاع | |
| رئیس ستاد مشترک | |
| نیروی انسانی | |
| سن سربازی | ۱۸–۳۲ واجد شرایط[۱] |
| خدمت سربازی | ندارد |
| نیروی فعال | ۲۵۰٬۸۰۰ (درسال ۲۰۲۳)[۲] |
| نیروی ذخیره | ۵۶٬۰۰۰ (درسال ۲۰۲۱)[۲] |
| دخل و خرج | |
| بودجه | ۶٫۸۲ تریلیون ین ۵۳٫۱ میلیارد دلار آمریکا (۲۰۲۳)[۳][۴] |
| درصد تولید ناخالص داخلی | ۱٫۱۹٪ (۲۰۲۳)[۳][۵] |
| صنعت | |
| تأمین کنندگان داخلی | فهرست صنایع سنگین میتسوبیشی |
| تأمین کنندگان خارجی | |
| جستارهای وابسته | |
| تاریخ | تاریخ نظامی ژاپن فهرست جنگهای مرتبط با ژاپن |
| رتبه | درجهها و نشانهای ژاپن |
نیروهای دفاع از خود ژاپن (ژاپنی: 自衛隊 هپبورن: Jieitai, JSDF) نیروهای نظامی ژاپن هستند.[الف] نیروهای دفاع از خود ژاپن از نیروی زمینی دفاع از خود ژاپن، نیروی دریایی دفاع از خود ژاپن و نیروی هوایی دفاع از خود ژاپن تشکیل شدهاند. این نیروها تحت کنترل وزارت دفاع ژاپن قرار دارند و نخستوزیر ژاپن بهعنوان فرمانده کل قوا بر آنها فرماندهی میکند.
قانون اساسی ژاپن که در دوران اشغال ژاپن پس از جنگ جهانی دوم تحت نظارت فرمانده عالی نیروهای متفقین تدوین و تصویب شد، تصریح میکند که ژاپن هرگز ارتش و همچنین سایر ظرفیتهای جنگی را حفظ نخواهد کرد. با این حال، افزایش تنشها در دوران جنگ سرد موجب بازتفسیر قانون اساسی و بهرسمیتشناختهشدن حق دفاع از خود شد که در نهایت به تشکیل نیروهای دفاع از خود ژاپن در سال ۱۹۵۴ انجامید؛ نیروهایی که عملاً بهعنوان نیروی نظامی این کشور فعالیت میکنند.
از پایان جنگ سرد و بهویژه در قرن بیستویکم، افزایش تنشها با چین، کره شمالی[۷] و روسیه[۸] بار دیگر بحثها درباره جایگاه نیروهای دفاع از خود ژاپن و رابطه آنها با جامعه ژاپن را افزایش داده است.[۹]
نیروهای دفاع از خود ژاپن دارای اتحادی نزدیک با ایالات متحده هستند و همکاری و مشارکت گستردهتری را با استرالیا، هند، تایوان، کره جنوبی، سنگاپور، تایلند، فیلیپین، بریتانیا و ناتو در اولویت قرار دادهاند. همچنین، این نیروها به خرید تجهیزات و جنگافزارهای جدید پرداختهاند.[۱۰][۱۱][۱۲]
فعالیت نیروهای دفاع از خود ژاپن از نظر قانونی بهوسیله ماده ۹ قانون اساسی ژاپن محدود شده است؛ این ماده حق ژاپن برای اعلام جنگ یا استفاده از نیروی نظامی در مناقشات بینالمللی را نفی میکند. قوانین ژاپن وظایف نیروهای دفاع از خود را به دفاع از خود، واکنش به بلایای طبیعی و حفظ صلح محدود میکنند. پیشنهادهایی برای اصلاح قانون اساسی با هدف رسمیتبخشیدن به جایگاه نیروهای دفاع از خود مطرح شده است. قانون قوانین صلح و امنیت مصوب ۲۰۱۵ این قوانین را اصلاح کرد و به ژاپن اجازه داد در چارچوب حق دفاع جمعی عمل کند و نیروهای دفاع از خود را برای کمک به یک کشور متحد که مورد حمله قرار گرفته است، در شرایطی که «بحران موجودیتی» تلقی شود، بسیج کند.
تاریخچه
[ویرایش | اشتراکگذاری]تأسیس
[ویرایش | اشتراکگذاری]ژاپن در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ تسلیم نیروهای متفقین شد و در ۲ سپتامبر همان سال، بهطور رسمی اسناد تسلیم را در خلیج توکیو مبادله کرد. پس از آن، ژاپن به مدت هفت سال، تا ۲۸ آوریل ۱۹۵۲، تحت اشغال نظامی به رهبری ایالات متحده قرار گرفت. فرماندهی این دورهٔ اشغال بر عهدهٔ ژنرال آمریکایی داگلاس مکآرتور بود و دفتر وی با عنوان فرماندهی عالی نیروهای متفقین (SCAP) شناخته میشد.[۱۳] در مرحلهٔ نخست اشغال، از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۶، فرماندهی عالی نیروهای متفقین برنامهای گسترده برای اصلاحات اجتماعی و سیاسی در ژاپن دنبال کرد که هدف آن اطمینان از این بود که ژاپن دیگر هرگز تهدیدی برای صلح جهانی نباشد.[۱۳]
فرماندهی عالی نیروهای متفقین، در کنار سایر اصلاحات، با رهبران ژاپن برای انحلال کامل نیروهای نظامی ژاپن همکاری کرد.[۱۳] افزون بر این، فرماندهی عالی نیروهای متفقین درصدد برآمد با تجزیهٔ نیروی پلیس ملی و تقسیم آن به نیروهای پلیس کوچکتر، الگوبرداریشده از ساختار پلیس ایالات متحده و تحت کنترل مقامات محلی، ساختار دولت پلیسی ژاپن در دوران جنگ را از میان بردارد.[۱۳] همچنین فرماندهی عالی نیروهای متفقین تلاش کرد به گروههایی که پیشتر به حاشیه رانده شده بودند قدرت بیشتری ببخشد؛ زیرا معتقد بود این گروهها میتوانند در آینده اثر تعدیلکنندهای بر نظامیگری ژاپن داشته باشند. در همین راستا، فعالیت احزاب کمونیست و سوسیالیست قانونی شد و تشکیل اتحادیههای کارگری مورد تشویق قرار گرفت.[۱۴]
مهمترین دستاورد مرحلهٔ نخست اشغال، تدوین و ابلاغ قانون اساسی ژاپن جدید در سال ۱۹۴۷، به ابتکار فرماندهی عالی نیروهای متفقین بود.[۱۴] ماده ۹ قانون اساسی ژاپن بهصراحت جنگ را بهعنوان ابزار سیاست دولت نفی میکند و تصریح دارد که ژاپن هرگز ارتش و همچنین سایر ظرفیتهای جنگی را حفظ نخواهد کرد.[۱۴][۱۵]
در این زمان، تنشهای جنگ سرد در اروپا، جایی که شوروی با اشغال کشورهای بلوک شرق زمینه را برای ایراد سخنرانی معروف پرده آهنین توسط وینستون چرچیل در سال ۱۹۴۶ فراهم کرده بود، و همچنین در آسیا، جایی که روند جنگ داخلی چین به سود کمونیستها در حال تغییر بود، از پیش در حال افزایش بود.[۱۴] این تحولات در محیط ژئوپلیتیکی موجب تغییر عمیقی در دیدگاه دولت ایالات متحده و فرماندهی اشغال متفقین نسبت به ژاپن شد. بهجای تمرکز بر مجازات و تضعیف ژاپن به دلیل اقدامات آن در دوران جنگ، توجه به بازسازی و تقویت ژاپن بهعنوان متحدی بالقوه در جنگ سرد جهانیِ در حال شکلگیری معطوف شد. این تغییر رویکرد موجب معکوسشدن بسیاری از سیاستهای پیشین دوران اشغال شد که بعدها با عنوان «مسیر معکوس» (Reverse Course) شناخته شد.[۱۴]
در چارچوب این تغییر رویکرد، داگلاس مکآرتور و دیگر رهبران آمریکایی بهتدریج در درستی اصرار بر کنارگذاشتن تمامی توانمندیهای نظامی ژاپن تردید کردند. این دیدگاهها در سال ۱۹۵۰ و همزمان با انتقال نیروهای اشغالگر به صحنهٔ جنگ کره (۱۹۵۰–۱۹۵۳) شدت بیشتری یافت. این اقدام ژاپن را بیدفاع و آسیبپذیر کرد و رهبران محافظهکار آمریکایی و ژاپنی را بیش از پیش نسبت به ضرورت ایجاد یک رابطهٔ دفاعی متقابل با ایالات متحده آگاه ساخت تا در نبود یک نیروی نظامی ژاپنی، امنیت خارجی ژاپن تضمین شود.
در عرصهٔ داخلی ژاپن نیز تورم گسترده، تداوم گرسنگی و فقر و گسترش سریع احزاب چپگرا و اتحادیههای کارگری، مقامات اشغالگر را نگران کرد که ژاپن در معرض بهرهبرداری کمونیستها یا حتی وقوع یک انقلاب کمونیستی قرار داشته باشد. از این رو، آنان به این نتیجه رسیدند که نیروهای محافظهکار و ضدکمونیست در ژاپن باید تقویت شوند. در نتیجه، در ژوئیهٔ ۱۹۵۰، مقامات اشغالگر اجازهٔ تشکیل نیروی ذخیره پلیس ملی (警察予備隊 Keisatsu-yobitai) را صادر کردند. این نیرو ۷۵٬۰۰۰ نفر پرسنل داشت و به سلاحهای سبک پیادهنظام مجهز بود.[۱۶][۱۷] در سال ۱۹۵۲، نیروی امنیت ساحلی (海上警備隊 Kaijō Keibitai) نیز تأسیس شد که نیروی دریاییِ همتای نیروی ذخیره پلیس ملی بهشمار میرفت.[۱۸][۱۹][۲۰]

پیمان امنیتی میان ایالات متحده و ژاپن در ۸ سپتامبر ۱۹۵۱ به امضا رسید و در ۲۸ آوریل ۱۹۵۲ لازمالاجرا شد.[۲۱] این پیمان به ایالات متحده اجازه میداد پایگاههای نظامی خود را در ژاپن حفظ کند، اما نیروهای آمریکایی را ملزم نمیکرد که در صورت مورد حمله قرار گرفتن ژاپن، از این کشور دفاع کنند.[۲۲] از آنجا که اعتراضات نیروهای چپگرا در ژاپن همچنان یکی از نگرانیهای اصلی رهبران ژاپنی و آمریکایی بود، این پیمان بهصراحت به نیروهای نظامی ایالات متحده مستقر در ژاپن اجازه میداد در صورت وقوع «شورشها و ناآرامیهای داخلی» در ژاپن، آنها را سرکوب کنند.[۲۲]
افزون بر این، در اواسط سال ۱۹۵۲، شمار نیروهای نیروی ذخیره پلیس ملی به ۱۱۰٬۰۰۰ نفر افزایش یافت و این نیرو «نیروهای امنیت ملی» نام گرفت.[۲۳] همزمان، نیروی امنیت ساحلی به آژانس امنیت ملی منتقل شد تا یک نیروی دریاییِ بالفعل را تشکیل دهد.[نیازمند منبع]
- (۱) مردم ژاپن با صمیمیت و در آرزوی صلحی بینالمللی مبتنی بر عدالت و نظم، برای همیشه جنگ را بهعنوان حق حاکمیت کشور و همچنین تهدید یا استفاده از زور را بهعنوان وسیلهای برای حلوفصل اختلافات بینالمللی کنار میگذارند.
- (۲) برای تحقق هدف بند پیشین، نیروهای زمینی، دریایی و هوایی و همچنین سایر ظرفیتهای جنگی هرگز حفظ نخواهند شد. حق دولت برای جنگافروزی به رسمیت شناخته نخواهد شد.
در همین حال، دولت ژاپن فرایندی طولانی و همچنان ادامهدار را برای بازتفسیر تدریجی ماده ۹ قانون اساسی ژاپن آغاز کرد تا امکان ایجاد توانمندیهای نظامی گستردهتر فراهم شود. این بازتفسیر بر این مبنا صورت گرفت که ماده ۹، تواناییهای تهاجمی برای جنگافروزی را ممنوع میکند، اما لزوماً حق ذاتی کشور برای دفاع از خود را نفی نمیکند. دولت ایالات متحده نیز فعالانه از این بازتفسیر حمایت میکرد، زیرا امیدوار بود ژاپن با بازسازی توان نظامی خود بتواند بخش بیشتری از مسئولیت دفاع از خویش را بر عهده بگیرد. این بازتفسیر ماده ۹ راه را برای ایجاد آژانس دفاع ژاپن و تبدیل «نیروهای امنیت ملی» به «نیروهای دفاع از خود» هموار کرد؛ نیرویی که بهجز نام، از همه جهات یک نیروی نظامی محسوب میشد.
در ۱ ژوئیه ۱۹۵۴، هیئت امنیت ملی به آژانس دفاع ژاپن تغییر سازمان یافت و نیروهای امنیت ملی نیز پس از آن به نیروی زمینی دفاع از خود ژاپن تبدیل شدند که عملاً ارتش ژاپن در دورهٔ پس از جنگ بود.[۲۴] نیروی امنیت ساحلی نیز به نیروی دریایی دفاع از خود ژاپن تغییر سازمان یافت که عملاً نیروی دریایی ژاپن در دورهٔ پس از جنگ بود، و نیروی هوایی دفاع از خود ژاپن نیز بهعنوان شاخهٔ جدیدی از نیروهای دفاع از خود ژاپن، که عملاً نیروی هوایی ژاپن در دورهٔ پس از جنگ بود، تشکیل شد. ژنرال کیزو هایاشی بهعنوان نخستین رئیس شورای ستاد مشترک منصوب شد که عالیترین مقام حرفهای نظامی در ساختار سهگانهٔ نیروها بود. قانون لازم برای این تغییرات، قانون نیروهای دفاع از خود مصوب ۱۹۵۴ (قانون شمارهٔ ۱۶۵ سال ۱۹۵۴) بود. نیروی هوایی خاور دور ایالات متحده، وابسته به نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا، در ۶ ژانویه ۱۹۵۵ اعلام کرد که ۸۵ فروند هواپیما در حدود ۱۵ ژانویه به نیروی هوایی نوپای ژاپن تحویل داده خواهد شد. این هواپیماها نخستین تجهیزات نیروی جدید بهشمار میرفتند.[۲۵]
در ۱۹ ژانویهٔ ۱۹۶۰، ایالات متحده و ژاپن نسخهٔ بازنگریشدهٔ پیمان امنیتی ایالات متحده و ژاپن را امضا کردند. این پیمان با افزودن تعهدات دفاعی متقابل، وضعیت نابرابر ژاپن در پیمان ۱۹۵۱ را اصلاح کرد و همچنان نیز لازمالاجرا است.[۲۶] ایالات متحده موظف است پیش از هرگونه جابهجایی یا بسیج نیروهای آمریکایی مستقر در ژاپن، این کشور را مطلع کند.[۲۷] همچنین، ایالات متحده از اعمال هرگونه قدرت در مسائل داخلی ژاپن منع شده است.[۲۷]
این پیمان ژاپن و ایالات متحده را موظف میکند در صورت وقوع حملهٔ مسلحانه به سرزمینهای تحت ادارهٔ ژاپن، به یکدیگر کمک کنند.[۲۷] از آنجا که پیمان تصریح میکند هرگونه حمله به ژاپن یا ایالات متحده در سرزمین ژاپن برای صلح و امنیت هر دو کشور خطرناک خواهد بود، نسخهٔ بازنگریشدهٔ پیمان ژاپن و ایالات متحده را ملزم میکند توانمندیهایی برای مقابله با حملات مسلحانهٔ مشترک حفظ کنند؛ از این رو، وجود پایگاههای نظامی آمریکا در ژاپن را توجیه میکند. این پیمان در عمل به ایجاد یک ائتلاف نظامی میان ژاپن و ایالات متحده انجامید.
پیمان بازنگریشده از سال ۱۹۶۰ تاکنون هیچگاه اصلاح نشده است و به همین دلیل، در شکل اولیهٔ خود مدت بیشتری نسبت به هر اتحاد دیگری میان دو قدرت بزرگ، از زمان پیمانهای صلح وستفالی در سال ۱۶۴۸، دوام آورده است.[۲۸]
یادداشتها
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ ماده ۹ قانون اساسی ژاپن ژاپن را از حفظ نیروهای زمینی، دریایی و هوایی و همچنین سایر ظرفیتهای جنگی منع میکند. با این حال، ژاپن مجاز به حفظ یک نیروی دفاعی است و نیروهای دفاع از خود ژاپن عملاً بهعنوان نیروی نظامی این کشور عمل میکنند.
پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- ↑ "Japan to raise maximum age for new recruits to boost dwindling military ranks". Reuters. 9 August 2018. Archived from the original on 26 August 2018. Retrieved 26 August 2018.
- 1 2 IISS 2019, p. 276.
- 1 2
- ↑
- ↑
- ↑ "6. Israel" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2008-08-13. Retrieved 2008-08-11.
- ↑ "Japan fires on 'intruding' boat". BBC. 2001-12-22. Archived from the original on 1 May 2009. Retrieved 8 March 2006.
- ↑ "「自衛隊」と「プーチンのロシア軍」が激突…そのとき北海道に起きる「おぞましい」事態" (in Japanese). کودانشا. 29 April 2022. Retrieved 4 Nov 2022.
- ↑ Herman, Steve (2006-02-15). "Japan Mulls Constitutional Reform". Tokyo: صدای آمریکا. Archived from the original on 16 February 2009.
{{cite news}}: ناسازگاری برچسب زمان|archive-date=و|archive-url=؛ 16 فوریه 2006 پیشنهاد میشود (کمک) - ↑ "British troops join forces with Japanese for first time on their soil amid North Korea tensions". دیلی تلگراف. 2 October 2018. Archived from the original on 2018-10-12. Retrieved 18 October 2018.
- ↑ Fackler, Martin (16 December 2010). "Japan Announces Defense Policy to Counter China". The New York Times. Archived from the original on 4 November 2016. Retrieved 17 December 2010.
- ↑ "Japan, UK, USA Maritime trilateral hardens, details shared commitments". Anglo-Japan Alliance. 22 November 2019. Archived from the original on 12 August 2020.
- 1 2 3 4 Kapur 2018, p. 8.
- 1 2 3 4 5 Kapur 2018, p. 9.
- ↑ "The Constitution of Japan". japan.kantei.go.jp. Retrieved 2025-01-19.
- ↑ Kuzuhara, Kazumi (2006). "The Korean War and The National Police Reserve of Japan: Impact of the US Army's Far East Command on Japan's Defense Capability" (PDF). NIDS Journal of Defense and Security (7). National Institute for Defense Studies: 96. ISSN 1345-4250. Archived from the original (PDF) on 6 ژوئن 2016.
- ↑ 佐道明広 (2006). 戦後政治と自衛隊 (in Japanese). 吉川弘文館. p. 23. ISBN 4-642-05612-2.
- ↑ Takei, Tomohisa (2008). "Japan Maritime Self Defense Force in the New Maritime Era" (PDF). Hatou. 34: 3. Archived from the original (PDF) on 15 دسامبر 2018.
- ↑ 武居智久 (2008). 海洋新時代における海上自衛隊 [Japan Maritime Self Defense Force in the New Maritime Era] (PDF). 波涛 (in Japanese). 34. 波涛編集委員会: 5. Archived from the original (PDF) on 15 دسامبر 2018.
- ↑ "5-13 Creation of a National Police Reserve". National Diet Library, Japan (in English). Retrieved 2025-01-19.
- ↑ Kapur 2018, pp. 11, 279n13.
- 1 2 Kapur 2018, p. 11.
- ↑ Kowalski, Frank (2014). An Inoffensive Rearmament: The Making of the Postwar Japanese Army. Naval Institute Press. p. 72. ISBN 9781591142263.
- ↑ Kowalski 2014, p. 72.
- ↑ "Jap Air Force Will Get 85 U. S. Planes". Pittsburgh Post-Gazette. Vol. 28, no. 137. Pittsburgh, Pennsylvania. Associated Press. 7 January 1955. p. 2.
- ↑ Kapur 2018, pp. 18–21.
- 1 2 3 Kapur 2018, p. 18.
- ↑ Packard, George R. (23 February 2010). "The United States-Japan Security Treaty at 50". Foreign Affairs. Archived from the original on 23 April 2015. Retrieved 2013-04-23.
منابع
[ویرایش | اشتراکگذاری]- مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Japan Self-Defense Forces». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۱ ژانویه ۲۰۲۳.